رفتن به مطلب
مدیرکل انجمن

واژگان حقوقی - فقهی فارسی به انگلیسی (بخش سی و پنجم / ه - ی)

پست‌های پیشنهاد شده

هامش apostille; a marginal note
هبه به موجب وصیت نامه testamentary gift
هبه تا زمانیکه به قبض داده نشود نافذ نیست non valet donatio nisi subsequatur traditio
هبه خفی donation in disguise
هبه غیرمعوض donation withoutconsideration
هبه کننده donor
هبه گیر donee
هبه ما فی الذمه discharge of debt through donation
هبه معوض gift with a return; donation with consideration
هبه نامه deed of gift
هبه gift of the substance; donation; gift inter vivos; gift
هتاکی affront; aspersions; violation
هتک آبرو indignity
هتک حرز breaking into safe custody; reffraction
هتک حرمت منازل forcible entry
هتک حرمت spersion; defamation; dishonor; desecration
هتک حیثیت عمومی to outrage public decency
هتک حیثیت و آبرو injuries or affronts to honor or personal dignity
هتک حیثیت degradation
هتک عرض defamation
هتک ناموس ravishment
هتک break; split; rupture
هجر separation; remoteness
هجرت (پیامبر) immigration(of theprophet from mecca to medina); the beginning of the islamic era
هجو disparge; dispraising ; deffamation
هدف جنبی collateral aim
هدف کلی قانونگذار general object of the legislature
هدف و منظور یک معاهده object and purpose of a treaty
هدف وسیله را توجیه میکند end justifies the means
هدیه gift; donation
هر اصلی استثناء پذیر است every principlemay have exceptions
هر آنچه که برروی زمین ساخته شود از متعلقات زمین محسوب می گردد .aedificatum solo, solo credit; what is built upon the land goes with the land
هر چه پائین رود (در ارث) however low
هرج ومرج anarchy; chaos
هرچه بالا رود (وراث) however high
هرکس که ادعا کرد اثبات هم با اوست offirmantis est probare
هرگاه معنی حقیقی مهجور و معنی مجاز شایع گردد باید معنی مشهور مجــازی را مــــورد توجـــه قـــــرارداد) where metaphorical meaning a word is in common use, the real meaning is abandoned
هرم سازمانی organizational pyramid
هروئین heroin
هزینه حمل برعهده فروشنده است free delivered
هزینه اتفاقی contingency
هزینه اجرا expenses of execution
هزینه استفاده از بار انداز dock dues
هزینه استفاده از تسهیلات بندری harbor dues
هزینه اضافی extra expense
هزینه امداد آتش سوزی fire extinguishing costs
هزینه امداد و نجات (بیمه) salvage expenses
هزینه امور ورشکستگی expenses of bankruptcy affairs
هزینه انتخابات election expenses
هزینه بالاسری overheads
هزینه بانکی bank charge
هزینه پارک کردن اتومبیل parking fees; rates and charges for parking
هزینه پزشکی برعهده کارفرمااست medical costs are to be borne by the employer
هزینه پزشکی medical costs
هزینه تامین خواسته expenses of the sought security sought for the claim
هزینه تامین دلیل expenses of preservation of evidence
هزینه تبدیل ارز agio
هزینه تحقیقات محلی local investigation charges
هزینه تسهیلات بندری port rates
هزینه تصدی management expenses
هزینه تفکیک partitioning charges
هزینه تنزیلی tapering charge
هزینه ثابت fixed costs; fixed charges
هزینه دادخواست petition charge
هزینه دادرسی legal costs; adjudication costs; court costs
هزینه دفتر office charge
هزینه زندگی cost of living; living expenses
هزینه سرمایه ای capital expenditure
هزینه سفر bill of fare; traveling allowance
هزینه ضبط و نگهداری اموال توقیف شده charges of taking and keeping the distress
هزینه قرار cost of issuing an order
هزینه کارشناسی survey fees
هزینه کسب مجوز permit fees
هزینه کفن و دفن funeral expenses
هزینه لنگرگاه groundage
هزینه مداوا cost of treatment
هزینه مراقبتهای پزشکی و بستری شدن دربیمارستان expenses for medical attention andhospitalization
هزینه مربوط به دادرسی judicial charges; litigation fees
هزینه مسکن value of living quarters
هزینه مقدماتی preliminary charges
هزینه های اتفاقی incidental expenses
هزینه های اجتناب ناپذیر unavoidable costs
هزینه های اداری administrative expenses
هزینه های انبارداری storage charges
هزینه های انتقال(در اموال) closing charges
هزینه های آگهی advertisement charges
هزینه های پستی postal charges
هزینه های تعقیب جزایی costs of prosecution
هزینه های طبی medical expenses
هزینه های عمومی general expenses
هزینه های غیرمستقیم indirect costs
هزینه های متفرقه incidental expenses
هزینه های مستهلک نشده unamortized costs
هزینه expenditures; costs; charges
هزینههای عملیاتی operating expense
هشت یک (ثمینه) one eight
هم پیمانان confederate
هم جوار بودن abut
هم مردگی dying of a several people at the same time; commorientes
هم نام (دارای اسم مشابه) namesake
همبستگی اجتماعی social solidarity
همبستگی ملی national solidarity
همبستگی solidarity
همجنس بازی homosexuality
همزیستی مسالمت آمیز peaceful coexistence
همسر spouse
همسری conjugality
همشهری fellow citizen
همشیره foster brother or sister
همکاری با دشمن collaborating with the enemy
همکاری بین المللی international cooperation
همه پرسی referendum
هنجارهای اخلاقی norms of morality
هنجارهای قانونی norms of law
هواپیما ربا hijacker
هواپیما ربایی hijacking
هواپیمای باربری cargo plane
هول horror; fright; terror
هوو rival wife; wires of the same husband
هویت اشیاء individuality
هویت را محرز کردن establishment of the identity of a person
هویت و محل سکونت اشخاص identity and location of the persons
هویت identity
هـهاشمه offence of breaking the bone
هیأت اجرایی executive board
هیأت اداری administrative board
هیأت اعزامی mission
هیأت امناء board of trustees; board of regents
هیأت تجدید نظر board of review
هیأت تجدید نظراجرایی board of review for execution of orders
هیأت تحقیق fact-finding delegation; the inquest
هیأت تشخیص (اداره کار) discretionary board
هیأت حاکمه governing body
هیأت حقیقت یابی ، کمیسیون تحقیق یا هیأت تحقیق fact finding board (body)
هیأت حل اختلاف dispute settlement board
هیأت دولت cabinet; council of ministers
هیأت رییسه مجلس presiding board of the assembly
هیأت رئیسه administrative body
هیأت سیـاسی legation; a diplomatic minister and his suite
هیأت عالی منصف grand jury
هیأت عفو و بخشودگی parole board
هیأت علمی دانشگاه academic staff
هیأت عمومی تمیز general council of justices of supreme court
هیأت فنی اشتغال technical board of employment
هیأت مدیره (شرکت) board of directors
هیأت مدیره(متشکل از دوسطح مختلــــفاداری) tow-tier boards
هیأت منصفه عادل fair jury
هیأت منصفه jury
هیأت نظارت board of control and supervision
هیأت نمایندگی legation
هیأت وزیران cabinet; the council of ministers
هیات body of men; mission ; council; board
هیأتهای اداری decisions of administrative boards
هیچکس را بخاطر افکارش نمی توان مجازات کرد cogitationis poenmnemo patitur ;no one suffers punishment for his thoughts
هیچکس را برای یک جـــرم دوبار مجــازات نمی کنند nemo debt bis puniri pro unodelicto; no one ought not to be punished twice for the same offense
هیچکس را نمی توان خطاکار فرض کرد nemo praesumitur malus; no one is presumed to be bad
هیچکس مافوق قانون نیست .nemo est supra leges; no one is above the law
هیچکس ملزم به انجام غیرممکن نیست(عدم تکلیف مالایطاق) nemo tenetur ad impossibile ; no one is bound to perform an impossibility
هیچکس ملزم نیست خودرا متهم کند .accusare nemo se debet ;no one is bound to accuse himself
هیچکس نمی تواند خود را تحت تعقیب قرار دهد no one can sue himself
هیچکس نمی تواند هم قاضی و هم مدعی باشد aliquis non debt esse judex in propria causa, quia potest esse judex pars; one ought not to be a judge in his own case
هیچکس نمیتواند بیش از یک سوم اموال خود را وصیـــت کنــد no one can bequeath more than one-third of his property in legacies
هیچکس، نباید از عمل زیان بار خود منتفع شود commodum ex injuria sua nemo habra debet
یا محاکمه کن یا مسترد کن aut judicare aut dedere
یادداشت تفاهم memorandum of understanding
یادداشت memorandum; minute
یادداشتهای قاضی (در طول محاکمه) judge’s minutes or notes
یارانه صادراتی(سوبسید) export bounty
یأس despair
یاغی outlaw; rebel; rebellious
یافتهها ، نتایج finding (s)
یائسگی menopause
یائسه menopausal
یتحمل الضرر الخاص لدفع الضرر العام (ضرر خصوصی را در برابر ضرر عمومی باید تحمل کرد) law will readily tolerate an specific loss to prevent a common evil; a public loss could be prevented by sustaining
یتیم خانه foster home
یتیم orphan
ید امانی trust possession; fiduciary capacity
ید سابق prior possession; former possession
ید عدوان (غیرقانونی) illegitimate possession
ید غیر قانونی unlawful possession
ید قانونی lawful possession
ید لاحق subsequent possession
ید hand; possession
یره نویسی کردن سهام (پذیرفتن) subscribe
یسار (فقه) solvency
یغما plundering
یک همسری monogamy
یکجا en bloc; en masse
یکجانبه (بدون حضور طرف مقابل) exparte
یکسان بودن ارزش دلائل معارض equality of contrary reasons
یکسان سازی رویه قضائی unification of the jurisprudence
یگان آموزش دهنده(دوره آموزشی سربازی) training unit
یمین (راست) right
یمین (سوگند) oath
یمین استظهاری oath of credibility
یمین العقد promissory oath
یمین مدعی claimant’s oath
یمین مردود passed oath
یونسکو U.N.E.S.C.O( UnitedNations Educational , Scientific and Cultural Organization)
یونیسف (صندوق بینالمللی سازمان ملل برای کودکان در مواقع ضطراری) UNISEF (United Nations International Children’s Emergency Fund)
یهودی Jew
یهودیت judaism

منبع: وب سایت دکتر عبدالحسین شیروی
  • پسند 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت‌های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !

ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید

ورود به حساب کاربری


×